الشيخ حسين الحقاني
21
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
وجود را بر موجودات ممكن حمل مىنمائيم و يا معناى نقيض وجود ( يعنى عدم را ) از آن اراده مىكنيم ؟ ( بديهى است ) لازمهء حالت دوّم به هنگام اثبات وجود براى واجب الوجود اين است كه وجود از واجب الوجود نفى شود ( زيرا وجود در اين حالت به معناى نفى وجود يعنى عدم ، مراد است ) و روشن است كه ذات اقدس باريتعالى از اين حكم محال مبّرا است . پس ناچار حالت اوّل ( يعنى حكم بعدم ) صحيح و مطلوب است و آن ، اين است كه مفهوم وجود ، مشترك معنوى است بين واجب و ممكن . حقّ مطلب و منشاء اشتباه ! حقّ در اين مسأله ، همان مطلبى است كه برخى از محققّين از فلاسفه ذكر كردهاند كه قول به اشتراك لفظى براى وجود از خلط بين مفهوم وجود و مصداق آن ناشى شده است به اين ترتيب كه مغايرتى كه بين موجودات ديده مىشود تنها از مصاديق وجود در اثر انتساب مفهوم وجود به معناى واحد به ماهيّات گوناگون پيدا شده است نه از مفهوم وجود و اصل انتساب وجود به ماهيّات و حقيقت وجود در همهء مصاديق خود به خود ملاحظهء هستى و وجود به يك معنا است تنها گوناگونى و اختلاف بين موجودات در اثر انتساب يك حقيقت واحد به ماهيّات گوناگون پيدا شده است .